حسن حسن زاده آملى
213
نصوص الحكم بر فصوص الحكم (فارسى)
دانا و توانايش كه همان قواى عامله و مدركه اش هستند در آن ساخته و پرداخته ميشوند ولايعلم جنود ربك الاهو . در توليد نورش فكر كن تانساجيش و طباخيش وَ لا تَكُونُوا كَالَّذِينَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنْساهُمْ أَنْفُسَهُمْ ( سوره حشر آيه 20 ) . مثلا اگر در خويشتن توليد نور نميكرد ، در خارج از خود باكتشاف برق و امثال آن پى نميبرد . اگر پرده هاى نازك و لطيف طبقات هفتگانه چشم را نمى بافت و در هم نميكشيد و بر هم نمينهاد ، اين همه نساجيها از حصير گرفته تا حرير اختراع نميكرد . اگر دستگاه قلب صنوبرى نميساخت و حركات موزون آن را در اختيار نميگرفت ، جعبه ساعتهاى گوناگون آبى و بادى و آفتابى و غيرها درست نميكرد . اگر نغمات موزون خوش آهنگ انواع حركات نبض را نميداشت ، اينهمه غزليات و قصائد موزون و اشعار دلپذير گوناگون نميسرود ، و اينهمه نازك كاريها در گفتارش نميبود . اگر دستگاه محير العقول دماغ را براى حس و ادراك و حروف چينى كلمات و ضبط اصوات و خبر نگارى و اطلاعات جهان عظيم الشأن وجود انسانيش تعبيه نميكرد اينهمه دستگاه مطبعه ها و تلفنها و تلگرافها و بى سيمها و ماشين آلات محاسبات و رصدخانه ها و هزارها صنايع ديگر نميساخت . و اگر كوشك رفيع و محكم بدنش را از آلات و ادوات اركان اربعه و اخلاط اربعه و عظام و اعصاب و عروق و سائر اعضا و جوارح بنا نميكرد و مزاج آن را اعدل الا مزجه براى استيكار خويش قرار نميداد ، بناهاى گوناگون از كومه و نى بست پاليزبان گرفته تا اهرام مصر و ديگر بناهاى سربفلك كشيده امصار ديگر نميبود و و و و ميلياردها و . اگر بديده تحقيق بنگرى آنچه كه از اين قلم اعلاى الهى صادر